باید پذیرفت که خیلی از ضعف های فنی و حرفه ای ما بعضاً به نبود اخلاق ورزشی در میادین بازی باز می گردد و متاسفانه هنوز برای یافتن الگوی اخلاقی در ورزش باید با فانوس به دنبالش بگردیم. متاسفانه در ورزش ما وقتی از کسی خطایی سرزد و مرتکب اخلاق زشت و نابهنجار شد از بازیکن گرفته تا سرمربی و مدیر و سرپرست و رئیس فدراسیون همه دست به فرافکنی می زنند. همانطور که یک بازیکن برای حرفه ای شدن و یادگرفتن اصول اولیه بازی نیاز به مربی دارد چرا نباید نسبت به موضوع والاتر و مهمتری مثل ادب و اخلاق بی تفاوت باشیم و در این بخش بازیکن از مربی اخلاق مدار بی بهره است باید آموزش اخلاق در کنار آموزش جسم توجه قرار گیرد و باشگاه ها باید این مهم را جدی بگیرند و در این زمینه همه نهادهای فرهنگی جامعه باید یاور باشگاه ها و فدراسیون های ورزشی باشند. امروزه اخلاق در ورزش پایه وفاداری و تعهد به اصل انسان مداری است اما یک پرسش !آیا مبحث اخلاقیات واقعا در ورزش وجود دارد؟ شاید به پاکی ورزشی است.

در حالی که نوجوانان ما الگو عینی خود را در قهرمانان ملی می جویند آیا صحیح است صرفا به دلیل آزادیهای فرد قهرمان ملی ما با ظاهری بزک کرده پا به میدان مسابقه بگذارد. پر مسلم و طبیعی است که نوجوانان با دیدن آن قهرمان به اصطلاح ملی؛ الگو و سرمشق می گیرد و فکر می کند رفتار درست و بهنجار همین است فلذا آیینه تمام نمای وی می شود.

متاسفانه در ورزش ما باب شده که وفاداری، اخلاق و رعایت معنویات یعنی حضور در مراسم مذهبی که بعضا از روی اجبار انجام می گیرد. هر چند شرکت در مراسم مذهبی جز ارزش است اما باید بپذیریم که باید مراسم مذهبی را در کنار ادب و تواضع و جوانمردی بسط و توسعه داد. متاسفانه تمام هم و غم مسئولان و دست اندرکاران ورزشی خلاصه شده کسب مدال!

در صورتیکه اگر کسب مدال در کنار روح پهلوانی و رفتار جوانمردانه و توام با اخلاق و مذهب باشد ورزشکار بیشتر در دل جامعه جای می گیرد. ورزشکاران و قهرمانان ملی بیشماری در کشور در طول سالیان دراز مدال های رنگارنگ و متعدد کسب کردند و به اصطلاح اشتهار و معروفیت خاص برخوردار بودند اما تنها یک نفر از آنان تختی شد و در میان مردم محبوب شد و رفت در گنجینه دل تاریخ.

قهرمانان ماندگار و محبوب در جامعه کسانی بودند که چند بعدی بودند هم در زمینه ورزش قهرمانی و هم با اخلاق و روح پهلوانی و فتوت توانستند در دل جامعه رسوخ پیدا کنند.

چه بسیار قهرمانانی بودند که بیش از تختی مدال های جهانی و المپیک کسب کردند اما در صحیفه ذهنی مردم و در حافظه تاریخیشان چیزی از آنها جز یک “اسم تنها” به خاطر نمانده است. اما امروز با گذشت بیش از چهل و سه سال باز تختی را به عنوان اسطوره پهلوانی و جوانمردی در ذهن ها به خاطر دارند.

موضوع اخلاق رابطه است و رابطه صرفاً رابطه با رقیب محسوب نمیشود. موضوع اخلاق رابطه با هم تیمی و حتی با خود هم هست. هیچ قانونی ورزشی نمی تواند به یک بازیکن فوتبال بگوید چگونه با یار خودی رفتار کند و چگونه حب و بغضهای شخصی را در رابطه ای ورزشی و انسانی که با هم تیمی اش دارد دخالت ندهد.

 

اخلاق پهلوانی در ورزش

یک روز در خبرها می خوانیم که «هادی ساعی » قهرمان تکواندو جهان تمام مدالهایش را برای کمک به زلزله زدگان بم اهدا کرد. و یک روز دیگر از رادیو می شنویم که آرش میراسماعیل قهرمان کشورمان، در پی دستیابی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای مدالها و عناوین ورزشی خود را به دانشمندان هسته ای اهدا کرد.

از این نوع خبرها در کشورمان ما بسیار شنیده می شود و با شنیده این اخبار، یاد و خاطره پهلوانی در اذهان تداعی می شود و یاد پهلوانی های پوریای ولی و جهان پهلوان تختی بار دیگر زنده می شود.

وقتی یک قهرمان به یک پهلوان تبدیل می شود، دیگر هیچ وقت فراموش نخواهد شد براستی چرا پهلوانان نمی میرند؟

ورزش پهلوانی با نام امام علی (ع) آغاز می شود و جوانمردان، رفتار امیرالمومنین علی (ع) را سرمشق خود قرار می دهند. پهلوانان، امین و مورد اعتماد مردم هستند و از اراده قوی و شجاعت برخوردارند که این امر به خاطر رعایت اخلاق پهلوانی در ورزش است.

در این نوشتار سعی داریم از اهمیت ورزش و اخلاق پهلوانی سخن بگوییم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *